۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

تغییر کلاس‌های ترم دوم

بر اساس اعلام نمایندهٔ کلاس، جناب آقای جهان‌گشای، کلاس‌های سه‌شنبه از جای خودشان جابه‌جا شده‌اند و از این به بعد، سه‌شنبه‌ها کلاس نداریم. کلاس تاریخ عرفان و تصوف، استاد آقانوری از این بعد ساعت 16 تا 18 چهارشنبه‌ها، در سالن کنفرانس برگزار می‌شود. کلاس کتاب مقدس استاد صادق‌نیا هم افتاد به پنجشنبه‌ها ساعت 8 تا 10 صبح.

۱۳۸۸ بهمن ۲۸, چهارشنبه

جلسه یکم کلاس تاریخ فرق و مذاهب اسلامی؛ 28 بهمن 88

(تذکر: منظور ما در این کلاس، مباحث اعتقادی است، نه فقهی)

ضرورت بحث فرق و مذاهب اسلامی:

1. کامل کردن فهم و بینش خود
به عنوان مثال، روایتی نظیر «القدریة مجوس هذه‌ الأمة»؛ قدریه چه کسانی بوده‌اند؟‌ مجوس به چه کسی گفته می‌شود؟ برای پاسخ دادن به چنین پرسش‌هایی نیاز به شناخت فرق و مذاهب داریم. یا محقق بروجردی می‌گوید: «فقه شیعه، حاشیه‌ای است بر فقه اهل سنت». شهید مطهری نیز در کتاب جاذبه و دافعه چنین می‌گوید که خوارج از میان رفتند ولی تفکر خوارج، در میان ما همچنان وجود دارد. برای شناخت چنین گزاره‌هایی نیاز به شناخت فرق و مذاهب است.

2. قدرت یافتن بر نقد و بررسی دیگران
برای نقد دیگران و پاسخ دادن به شبهات آن‌ها نیاز به شناخت کامل نسبت به تفکرات آن‌ها داریم.

3. کاهش نقدها و بازخوانی اعتقادات
محققان چنین ادعا می‌کنند که با مطالعهٔ فرق و ادیانِ دیگر معمولا به این نتیجه می‌رسیم که تفاوت دیدگاه‌ها آن‌قدر که در بدو نظر به چشم می‌آیند، نیستند و اشتراکات عقیده‌ها در بسیاری از موارد بیشتر از نود درصد است. رسیدن به چنین نتیجه‌ای منجر به کاهش نقدها و برکنار شدن چوب تکفیر و مهر ارتداد خواهد شد. به عنوان مثال بعضی معتقدند که اکثر ادیان بر «توحید»، «نبوت» و «معاد» متفق‌اند.

بازخوانی اعتقادات به این معنا که اصطلاحات و عقاید خود را دقیق‌تر بشناسیم. به عنوان مثال ممکن است برای ما کاملا واضح باشد که «شیعه» یعنی چه. ولی وقتی کمی در مذاهب اسامی غور کنیم متوجه خواهیم شد که ده‌ها معنا برای شیعه وجود دارد که از ما فقط یکی از آن‌ها هستیم و لزوما عنوان شیعه، به معنای تطابق همهٔ اعتقادات نیست. تا جایی که حتی اهل تسنن دوازده‌امامی هم داریم، یا شیعه‌ای که قائل به خلافت سه خلیفهٔ اولی باشد نیز هست.

4. مطالعهٔ فرق و مذاهب، سبب رشد و پویایی آن‌هاست.

۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

جلسه دوم کلاس تاریخ عرفان و تصوف؛ 27 بهمن 88

تصوف چیست؟ صوفی کیست؟
- معنای لغوی: اختلافات بسیاری وجود دارد و معانی بسیاری برای آن ارائه شده است. ولی قابل دفاع‌ترین معنا این است که منسوب به «صوف» (=پشم) باشد و به معنای پشمینه‌پوش باشد.
- معنای اصطلاحی: دربارهٔ اصطلاح تصوف نیز اختلافات زیادی وجود دارد و از آنجا که پاسخ‌دهنده و سؤال‌کننده مختلف بوده‌اند، معانی مختلفی نیز برای تصوف ارائه شده است. گاهی در تعریف عرفان و تصوف بیشتر به جنبه‌های نظری و گاهی بیشتر به جنبه‌های عملی پرداخته شده است. عجالتا برخی از تعاریف موجود در باب عرفان و تصوف این‌ها هستند:
  • سهروردی (این با آن سهروردی فیلسوف فرق دارد): اختلاف تعاریف، اختلاف در لفظ است؛‌ نه اختلاف در معنا. «صوفی آن باشد که دائم سعی کند در تذکیه نفس و تصفیه دل و تزکیهٔ روح.» این تعریف، متکلمین و فقها و علمای دیگر را خارج می‌کند.
  • ابن‌سینا (در نمط نهم و دهم کتاب اشارات): «عرفان با جداسازی ذات از شواغل آغاز شده و با دست افشاندن به ماسوی ادامه یافته، با دست شستن از خویش و سرانجام با فدا و فنا کردن خویش و رسیدن به مقام جمع که جمع صفات حق است برای ذاتی که با صدق ارادت همراه پیش رفته، آنگاه با تخلّق به اخلاق ربوبی، رسیدن به حقیقت واحد و سپس با وقوف به کمال می‌رسد.» او در این تعریف،‌ کل مراحل سیر و سلوک عرفانی را ذکر می‌کند.
  • قیصری:‌ عرفان، علم به خداوند سبحان از حیث اسماء و صفات و مظاهر او و احوال و احکام مبدأ و معاد است. همچنین علم به حقایق عالم و نحوه رجوع آن به حقیقت واحدی که ذات احدی است شناخت راه سلوک و تلاش برای رهایی نفس از تنگناهای قیود جزئی و در نهایت وصول به مبدأ نفس و پیدایش وصف اطلاق و کلیت برای آن. (کتاب «عارفان مسلمان و شریعت اسلام»، صفحهٔ 24)
  • ...

با این که عده‌ای بین «عرفان» و «تصوف» تفاوت قائل شده‌اند ولی نهایتا واژهٔ عرفان و تصوف برای ما یک معنا دارند و همچنین چندان بین عرفان شیعی و سنی تفاوتی نیست؛ چه بسا ویژگی و اختصاص جغرافیایی هم نمی‌شود برای آن قائل شد.

تفاوت اخلاق و عرفان:
نظام‌های عرفانی ارائه‌کنندهٔ نوعی مسیر سیر و سلوک هستند و بیشتر به رابطهٔ خدا و انسان می‌پردازند. ولی کتب اخلاقی بر محور فضائل و رذایل اخلاقی می‌گردند و بیشتر به روابط انسان با خودش و با دیگران می‌پردازد. نظام عرفانی معمولا جاذبهٔ بیشتری دارد و سخت‌تر نیز هست ولی نظام اخلاقی، ساده‌تر است و جامعیت بیشتری دارد. چشم‌انداز عرفان، فنا است و حتی به بهشت و جهنم هم محدود نمی‌شود. ولی چشم‌انداز اخلاق، سعادت انسان است.

کتاب‌های عرفان نظری:
  1. فصوص الحکم، ابن عربی، (ضمنا مقدمهٔ قیصری بر فصوص، کتاب خوبی است.)
  2. تمهید القواعد، تصنيف صائن الدين علي بن محمد بن محمد التركه (این کتاب فقط مباحث توحید است.)
  3. مصباح الانس، محمدبن حمزه بن محمد فناري

کتاب‌های عرفان عملی:
  1. منازل السائرین، عبدالله بن محمد انصاری (شیعه نیست)
  2. صد میدان، خواجه عبدالله انصاری
  3. مشرب الارواح، روزبهان بقلی فسایی
  4. قوت‌القلوب، ابوطالب مکی
  5. اللمع، سراج طوسی
  6. عوارف المعارف سهروردی

کتاب‌های دیگر:
  • مفهوم عرفان، علی موحدیان عطار، نشر ادیان، (این کتاب برای شناخت و فهم معنای عرفان و مقایسه‌اش با مکاتب دیگر خیلی به کار می‌آید.)
  • در آمدی بر تصوف، ویلیام چیتیک، ترجمه محمدرضا رجبی، انتشارات ادیان (عرفان اسلامی از نگاه یک غیر مسلمان و جایگاه عرفای مسلمان در میان عالمان مسلمان)
  • مقاله‌ی «ساختار عرفان اسلامی»‌ نوشتهٔ علی فضلی، پیش‌شمارهٔ مجله «معارف عقلی» چاپ تابستان 1384، (این مقاله برای آغاز مطالعه در زمینهٔ عرفان برای کسانی که اولین بار است در این باره می‌خواهند مطالعه کنند مناسب است و ساختار کلی عرفان نظری و عرفان عملی را معرفی می‌کند.)

جلسهٔ دوم کلاس کتاب مقدس؛ 27 بهمن 88

کتاب مقدس:
به مجموعه یا متنی گفته می‌شود که برای پیروان یک دین حجیت دارد. متن دارای حجیت، یعنی متنی که پرسش در آن راهی ندارد و وقتی به این کتاب استناد داده می‌شود دیگر جای سؤال باقی نمی‌ماند. به عبارت دیگر، تمامی کلمات آن متن به واسطهٔ یک فرضیهٔ پیشینی مورد قبول است.

این فرضیه ممکن است در هر دینی متفاوت باشد. به عنوان مثال این فرضیه در اسلام این است که این کلمات، از جانب خدا هستند. البته فرضیات خردی هم به دنبال این فرضیه وجود دارد ولی همان فرضیهٔ‌ اول مهم است.

حجیت ذاتی: «حجیت» و «قداست» اوصافی هستند که از پایین به بالا اعطا می‌شوند. یعنی کتاب مقدس نیست که می‌گوید «من مقدس هستم»، بلکه پیروان کتاب مقدس و مردم هستند که آن کتاب را به «تقدس» و «حجیت» توصیف می‌کنند. حجیت از جایی بالاتر از متن مقدس نمی‌آید؛ چرا که اگر این‌ طور بود، تقدس، وصفی برای همان امر مقدس بالاتر می‌بود. به دیگر سخن، متن مقدس باید دارای حجیت ذاتی باشد.

حجیت متن مقدس، حاصل توافق است. به همین خاطر بین مردم و متن مقدس یک رابطهٔ دیالکتیک وجود دارد. مردم به کتاب مقدس حجیت اعطاء می‌کنند و حجیت کتاب مقدس نیز به مردم، به عنوان پیروان آن دین، اعتبار و حجیت می‌دهد. شدت حجیت و اعتبار متن مقدس است که باعث می‌شود تمام پیروان یک دین، حتی در بستر اختلافات فرقه‌ای برای اثبات خود دست به دامان متن مقدس شوند. چنانکه در مسیحیت، همان‌طور که کاتولیک‌ها به متن مقدس استناد می‌کنند، پروتستان‌ها نیز خود را مستند به کتاب مقدس معرفی می‌کنند.

تفاوت متن مقدس و متون دینی:
متون مقدس، حجیت ذاتی دارند ولی متون دینی با وجود این که احترام دارند،‌ مقدس نیستند؛‌ چون حجیت ذاتی ندارند. به عنوان مثال نهج‌البلاغه در دین اسلام یک متن دینی است ولی متن مقدس نیست؛ چون حجیت آن به خاطر حجیت سنت است. ولی قرآن حجیت ذاتی دارد. در مسیحیت نیز کتب آباء کلیسا، متون دینی هستند ولی متن مقدس نیستند.

Bible یا Biblia
این واژه اصالتا یونانی است:
  • در یونانی متأخر: اسم، مونث و مفرد است و معنای «کتاب» می‌دهد.
  • در یونانی متقدم: جمع و خنثی است و به معنای کُتب استفاده می‌شده است.

این تغییر از حالت جمع به مفرد، به خاطر مصداق‌شناسی است. چون این کتابی که ما هم‌اکنون به عنوان یک کتاب می‌شناسیمش، در آن زمان مجموعه‌ای از کتاب‌ها بوده است. برای همین به طور جمع (کتاب‌ها) استفاده می‌شده است. ولی الان دیگر به عنوان کتاب‌ها شناخته نمی‌شود و پیروان این ادیان، آن را «یک کتاب» می‌دانند.

چنانکه در صدر اسلام نیز با مجموعه‌ای از مصحف‌های متعدد روبه‌رو هستیم که به آن‌ها «مصاحف» گفته می‌شده است. تا این که در زمان خلیفهٔ سوم، فقط یکی از این مصاحف به رسمیت شناخته می‌شود و از آن پس تعبیر «مصاحف» تبدیل می‌شود به عنوان «مصحف».

فرایند تغییر کتب مقدس به کتاب مقدس، در جریان «Canonization» رخ داد و کتاب‌هایی که پیش از آن در قالب تومارهای متعدد در دست افراد مختلف نگهداری می‌شد، در یک مجموعه جمع‌آوری شدد و رسمیت یافت.

واژهٔ Bible که لقب انگلیسی کتاب مقدس است، چندان بار ارزشی و الهیاتی ندارد ولی عنوان «عهدین» که در فارسی و عربی به کتاب مقدس اطلاق می‌شود، کاملا دارای بار ارزشی و الهیاتی است.

عهدین: (عهد عتیق و عهد جدید)
واژهٔ «عهد» یا «Testament» در زبان انگلیسی به معنای وصیت‌نامه است ولی در زبان عبری (הברית /‌brit/) به معنای پیمان است. تفاوت معنای «معاهده» با «پیمان» در این است که در پیمان، نوعی رفعت و علو در یکی از طرفین وجود دارد. در حقیقت این پیمان، اشاره دارد به پیمان خدا با بنی‌اسرائیل که بر اساس آن پیمان، خدا به بنی‌اسرائیل وعده داده بود که آن‌ها را از برکات خود سیراب کند و آن‌ها را وارثان سرزمین مقدس قرار دهد.

نکته:
در ادبیات انگلیسی واژه‌ای که معادل واژهٔ «عهدین» باشد وجود ندارد. بله، واژه‌هایی نظیر Old Testament یا New Testament هست، ولی واژه‌ای که اشاره به کل کتاب مقدس داشته باشد نیست.

این لقب برای کتاب مقدس، یک لقب کاملا مسیحی است. یعنی آن مفهوم ارزشی و الهیاتی که در لقب عهدین وجود دارد، با اعتقادات مسیحی تطابق دارد،‌ نه با الهیات یهودی. به همین سبب است که یهودیان هیچ وقت کتاب مقدس را با عنوان «عهد» نمی‌نامند. بر اساس الهیات مسیحی خداوند دو بار با بندگان خود عهد بسته است:
  1. عهد نخست که از نظر زمانی از آفرینش آغاز می‌شود و تا پیش از به صلیب رفتن عیسی ادامه داشته است. از نظر محتوا، این عهد بر محور شریعت بوده است.
  2. عهد دوم که از نظر زمانی از به صلیب رفتن عیسی شروع می‌شود و تا پایان تاریخ ادامه خواهد داشت و بر محور ایمان و محبت بسته شده است.
مسیحیان معتقدند عهد جدید، از طرفی ناسخ عهد قدیم است از این نظر که تکلیف برداشته شد و توقع خدا از انسان، پس از عهد جدید تفاوت پیدا کرده است. و از طرف دیگر مکمل عهد عتیق است به این معنا که نقشهٔ الهی است و مسیر تکمیل دین از این طریق طی شده است.

به لحاظ مصداقی، کتاب‌هایی که در تبیین عهد نخست خدا با انسان تألیف شده‌اند، عهد قدیم نام دارند و کتاب‌هایی که برای تبیین عهد دوم خدا نوشته شده‌اند، عهد جدید نام می‌گیرند. به بیان دیگر، وقتی ما از تعبیر «عهدین» استفاده می‌کنیم، در بستر اعتقادات مسیحی صحبت می‌کنیم و این تعبیر، یک تعبیر بی‌طرف نیست. بهتر است که برای کل کتاب‌، تعبیر «کتاب مقدس» و برای بخش کتاب مقدس یهودی از عنوان «کتاب مقدس یهودی» (=Hebrew Bible) استفاده کنیم.

اشاره‌هایی در میان آیه‌های کتاب مقدس به تفاوت دو عهد:
  • کتاب ارمیا، آیه 31 تا 33: در این آیه، ارمیا به دو عهد اشاره می‌کند. در حقیقت، مسیحیان پشتوانهٔ عهد جدید را این کلام ارمیا می‌دانند.
  • کتاب لوقا، باب 22 آیه 20: در اینجا به عبارتی برمی‌خوریم که گویی خود عیسی مسیح علیه‌السلام، تعبیر عهد جدید را در مقابل عهد قدیم استفاده کرده است. در آنجا که ماجرای شام آخر است: «و چون وقت رسید با رسولان بنشست... » در اینجا عیسی مسیح از «پیاله» به عهد جدید تعبیر می‌کند.
  • رسالهٔ قرنطیان 2، باب 3، آیه 14: «پس چون چنین امید داریم...»

تعبیر یهودیان از کتاب مقدس:
1. «سفیره ها-قدش» (=sefirah hakodesh) به معنای نوشته‌های مقدس
مفهوم «ها-قدش» در اشاره به کتاب مقدس یهودی از آغاز قرون وسطی در ادبیات یهودی دیده می‌شود. ولی تا پیش از آن تاریخ، کاربردی نداشته است. این ممکن است حکایت از این داشته باشد که کتاب مقدس به معنای فعلی، تا پیش از این تاریخ اصلا وجود نداشته است، به این معنا که توافقی بر روی آن وجود نداشته است.

2. «تَنک» یا «تنخ» (=TaNaKh) (به عبری: תנ"ך)
مخفف این سه بخش است:
  • تورات یا تورا (به عبری: תורה) (فرمان یا شریعت)
  • نوییم (به عبری: נביאים) یا کتب انبیا
  • کتوبیم (به عبری: כתובים) یا مکتوبات (نوشته ها)
خلاصه:
«عهدین» به لحاظ مصداقی، عبارت است از کتاب مقدس مسیحیان که یهودیان نیز بخشی از آن را به عنوان کتاب مقدس‌شان به رسمیت می‌شناسند. به عبارت دیگر،‌ کتاب مقدس است عبارت است از مجموعه‌ای از نوشته‌ها که یهودیان بخشی از آن را به عنوان کتاب مقدس خود قبول دارند و مسیحیان همهٔ آن‌ را به عنوان کتاب مقدس خود پذیرفته‌اند.

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

جلسهٔ یکم کلاس تاریخ عرفان و تصوف؛ 20 بهمن 88

سرفصل‌هایی که در این دوره دربارهٔ آن‌ها گفتگو خواهیم کرد:
1. مفهوم و جایگاه عرفان و تصوف اسلامی
واژه‌شناسی عرفان و تصوف و شناخت اصطلاحات. مثلا در زبان عربی بین صوفی و عارف فرقی نیست ولی در ادبیات فارسی و فرهنگی ایرانی، بین این دو اصطلاح تفاوت دارد. همین طور بین عرفان و اخلاق نیز تفاوت قائل‌اند. جایگاه عرفان اسلامی در میان علوم اسلامی نیز در این بحث مطرح می‌شود.

2. تاریخچهٔ‌ شکل‌گیری عرفان و تصوف
آیا عرفان و تصوف اسلامی همزاد با اسلام (زمان پیامبر و صحابه) است یا این‌که اصلا عرفان اسلامی را اگر به چه معنایی بگیریم باید برایش تاریخ در نظر بگیریم؟ سیر اجمالی از دوره‌های مختلف عرفان اسلامی (مثلا عرفان عملی و عرفان نظری؛ یا مهم‌ترین عارفان هر کدام)

3. خاستگاه عرفان اسلامی
این موضوع، معرکهٔ اقوال و نزاع اصلی در عرفان است. این که آیا عرفان جزء جوهرهٔ اصلی اسلام است یا این که جزء علوم وارداتی است؟ رابطهٔ دین و عرفان؟ رابطهٔ اسلام و عرفان؟

4. نمودهای بیرونی عرفان و تصوف
بحث طرائق و سلاسل و نمادهای تصوف و عرفان (خرقه، خانقاه، کشکول و تبرزین، مستحسنات و مستبطات، پیر، ...)

5. بحث اخذ و اقتباس
آیا می‌توانیم به کلی ادعا کنیم که از عرفان اسلامی چیزی از یهودیت و مسیحیت نگرفته است؟ یا خیر؟

6. عرفان‌های جدید


برای جلسهٔ آینده:
کتاب عارفان مسلمان و شریعت اسلام؛‌ علی آقانوری؛ نشر ادیان؛ از ابتدا تا فصل چهارم (جایگاه شریعت از منظر مشایخ تصوف)
استاد:‌ یکی از دغدغه‌های من برای تألیف این کتاب، دفاع از صوفیه در برابر اتهاماتی است که به آن وارد می‌شود و مثلا تصوف را به کنار گذاشتن شریعت پس از رسیدن به مرحلهٔ وصال متهم می‌کنند، یا شاید بعضی، صوفیان را لاابالی بدانند.

موضوعات تحقیق و کنفرانس:
  1. تفاوت اخلاق با عرفان و زاهد و صوفی
  2. میزان تأثیرپذیری تصوف اسلامی از دیانت یهودی و مسیحی
  3. نقش نهضت ترجمه در شکل‌گیری و رشد و رواج عرفان و تصوف اسلامی
  4. میزان رابطه عرفان و تصوف اسلامی از ادیان و مکاتب شرقی
  5. تقسیم‌بندی مکاتب تصوف و عرفان بر اساس مناطق جغرافیایی (ویژگی‌ها و تمایزات)
  6. معرفی مهم‌ترین سلسله‌ها و فرقه‌های صوفیانه و تمایز آن‌ها از یکدیگر
  7. جایگاه اهل بیت نزد صوفیان و عارفان مسلمان و سلسله‌های تصوف
  8. گزارش و نقد و بررسی احادیث امامان شیعه در باب صوفیه و تصوف
  9. زمینه‌ها و عوامل شکل‌گیری و معرفی عقاید ملامتیه در تصوف اسلامی
  10. نقش صوفیان مسلمان در نهضت‌های اجتماعی
  11. نگاه عارفان معاصر شیعی نسبت به تعالیم تصوف
  12. تصوف عاشقانه و زاهدانه و صحوی و سکری (بیان تفاوت‌ها و اشخاص منسوب به آن)

برای مطالعهٔ بیشتر:
کتاب عرفان نظری، یحیی یثربی، از صفحهٔ 27 تا حدود صفحهٔ 100 کتاب.
در این بخش از کتاب می‌شود به مفهوم‌شناسی نسبتا خوبی از عرفان و تصوف و همچنین مبحث اخذ و اقتباس را به صورت خلاصهٔ جمع و جوری ارائه کرده است.

یادداشت من از جلسهٔ اول کلاس کتاب مقدس؛ 20 بهمن 88

در آغاز راه ما با دو مشکل روبرو هستیم:
  • مشکل تئوریک: سه تلقی از کتاب مقدس وجود دارد؛ تلقی یهودی از کتاب مقدس، تلقی مسیحی از کتاب مقدس و تلقی اسلام و قرآن از کتاب مقدس. این اختلاف تئوریک باعث می‌شود در هر مبحثی که شروع می‌کنیم، به این مشکل بربخوریم که از ما از کدام دیدگاه به مسئله نگاه خواهیم کرد.
  • مشکل عملی:‌ دو واحد برای کتاب مقدس خیلی کم است. باید حداقل 8 واحد برای کتاب مقدس خوانده شود. مثلا دو واحد به عنوان پیش‌نیاز و 6 واحد به عنوان درس اصلی. چون کتاب مقدس یک شیء نیست بلکه یک اصل تئولوژیکال و الهیاتی است. کتب مقدس، الهیات دو دین یهودیت و مسیحیت هستند؛ نه این که صرفا کتاب باشند. نتیجتا به به خاطر گستردگی موضوعات، به یک سری از مباحث نمی‌پردازیم یا این که به صورت تیتروار به آن‌ها خواهیم پرداخت.
سیر این در طول ترم به این صورت خواهد بود؛‌ اگرچه ممکن است تغییراتی جزئی نیز پیش آید:
جلسهٔ دوم: مفهوم‌شناسی و واژه‌شناسی کتاب مقدس
دربارهٔ هر یک از مفاهیم و اصطلاحات مرتبط با کتاب مقدس صحبت خواهیم کرد. پس از این جلسه معنای اصطلاحاتی نظیر عهد، تورات، تنخ، اسکریپچر، بایبل و... را خواهید دانست.
جلسهٔ سوم: اندام‌شناسی کتاب مقدس
در این مبحث دربارهٔ ساختار کتاب مقدس از نگاه یهودی‌ها و مسیحی‌ها، کتاب‌های قانونی و کتاب‌های غیر قانونی، آیه و باب و عناوینی از این دست را آشنا خواهیم شد. همین‌طور فرق بین کتاب و رساله را خواهیم گفت، رابطهٔ نوشته‌ها را با یکدیگر خواهیم دید، این که چه میزان از این کتاب‌ها مورد قبول مسیحی‌ها، یهودی‌ها و هر دو است و مباحث این چنینی.
سه جلسهٔ بعد: تاریخ کتاب مقدس
مباحثی مانند نویسندگان کتاب‌ها،‌ شرایطی که کتاب‌ها در آن فضا تدوین شده‌اند،‌ نخستین نسخه‌های این کتاب‌ها که پیدا شده و الان وجود دارد،‌ بحث از نقادی کتاب مقدس و انتسابش به خدا، وحی، قانونی کردن کتاب مقدس و شاید یک نگاه جامعه‌شناختی هم داشته باشیم به این که اساسا چرا متنی به نام متن مقدس به وجود آمد و کی به وجود آمد. این کتاب‌ها کی در سنت یهودی و مسیحی به عنوان کتاب مقدس شناخته شدند و اصلا چه نیازی به وجود کتاب مقدس است.
سه جلسهٔ بعد: ادبیات کتاب مقدس
در بحث ادبیات کتاب مقدس، سه رویکرد کلی می‌شود پیدا کرد؛ اخلاقی، فقهی و الهیاتی. دربارهٔ ویژگی‌های هر یک از این سه رویکرد صحبت خواهیم کرد. بحث‌های موردی‌ای نیز وجود دارد؛ مثل بحث از ادبیات اناجیل هم‌دید و اناجیل غیر همدید. یا این که مثلا سفر پیدایش با سفر لاویان و سفر تثنیه چه تفاوتی دارد.
جلسهٔ دهم: بحث از حجیت کتاب مقدس
صحبت از این که اصلا حجیت کتاب مقدس از کجاست و در مسیحیت و یهودیت چه دیدگاه‌هایی در این باره وجود دارد. این که مثلا در مسیحیت به تنهایی سه دیدگاه دربارهٔ حجیت کتاب مقدس وجود دارد.
جلسهٔ یازدهم: تفسیر کتاب مقدس
متدها و تاریخ تفسیر کتاب مقدس. وضعیت تفسیر کتاب مقدس در روزگار معاصر.
جلسهٔ دوازدهم:‌ ترجمهٔ کتاب مقدس
جلسهٔ سیزدهم: رابطهٔ عهدین با یکدیگر
این که یهودیان و مسیحیات چه نگاهی به عهدین دارند. این مبحث معرکهٔ‌ اقوال است و اختلافات زیادی وجود دارد.
جلسهٔ چهاردهم: قرآن و عهدین
مباحثی مانند تعریف عهدین از نگاه قرآن، بحث تحریف عهدین از نگاه قرآن، بحث از این که آیا قرآن تصدیق می‌کند عهدین را خیر و مباحثی نظیر این.


منابعی که برای این کلاس توصیه می‌شود:
  1. برای عهد جدید کتاب «عهد جدید بر اساس کتاب مقدس اورشلیم»، ترجمهٔ پیروز سیار، نشر نی. این کتاب، کتاب مناسبی است. علاوه بر اینکه ترجمهٔ خوبی دارد، توضیحات خیلی خوبی دربارهٔ نوشته‌ها داده است که در مبحث ادبیات کتاب مقدس یکی از منابع اصلی ما محسوب می‌شود.
  2. کتاب قطوری به نام «عهد عتیق» هم برای بخش عهد عتیق مورد استفاده خواهد بود.
  3. کتاب «دایرة المعارف کتاب مقدس»، نوشته آلیس علیایی، ترجمهٔ بهرام محمدیان؛ البته گویا چاپ این کتاب متوقف شده است.
  4. کتاب «مجموعه مقالات: دفتر نخست؛ الهیات جدید مسیحی»، نوشتهٔ جمعی از نویسندگان، ترجمهٔ جمعی از مترجمان، چاپ دانشگاه ادیان. در این مجموعه،‌ مقالات خوبی وجود دارد که حتما باید ببینید.
  5. مدخل Bible را در دایرة المعارف بریتانیکا
  6. مدخل Torah را در دایرة‌المعارف جودائیکا
  7. کتاب Introduction to the bible study (لینک؟)
  8. کتاب Companion to the bible که مجموعه مقالاتی دربارهٔ کتاب مقدس است. (لینک؟)
  9. کتاب The new testament مربوط به عهد جدید (لینک؟)
کتاب‌های بسیار دیگری نیز هستند که در طول ترم بیشتر با آن‌ها آشنا خواهیم شد.

در این ترم هر یک از دانشجویان کلاس باید یکی از مباحثی که در بالا به آن‌ها اشاره شد را انتخاب کند و در همان جلسه پیش از شروع درس توسط استاد، ارائه دهد. ضمن این که متن کامل آن را نیز باید تا پایان ترم به استاد تحویل دهد.

موضوعات انتخاب شده توسط دانشجوهای حاضر در جلسهٔ اول:
1. حاتمی: موضوع ادبیات کتاب مقدس؛ رویکرد اخلاقی
2. یزدی: اندام‌شناسی یا ساختارشناسی کتاب مقدس
3. کاظمی: ادبیات کتاب مقدس؛ رویکرد فقهی
4. احمدی: رابطهٔ قرآن و عهدین
5. آقاجانی: حجیت کتاب مقدس: معنای این اصطلاح چیست؟ چرا حجت است؟ مثلا ممکنه بعضی به دلیل وحیانی بودنش آن را حجت بدانند. بعضی به خاطر کانونیزیشن یا قانونی شدن آن، حجیت دارد. مثلا در مسیحیت می‌گویند این کتاب به دلیل پذیرش کلیسا حجت است یعنی مرجع اول کس دیگری است و حجیت این کتاب، به عنوان مرجع دوم است.
6. ترابی: تاریخ کتاب مقدس؛ عهد جدید
7. جهان‌گشای: مفهوم‌شناسی کتاب مقدس
8. مقری:‌ سنت تفسیر