خب، با کمی تأخیر، خلاصهٔ کتاب «یهودیت» هم آماده شد که از انتهای همین پست میتوانید دانلود کنید. اما نکتهٔ دیگر این که استاد شجاعی یک سری سؤال طراحی کردند و قرار شد که سؤالات امتحانی از بین همین سؤالها انتخاب شود. در پست بعدی، انشاءالله آن سؤالها را منتشر خواهم کرد. با این حال، اگر گذرتان به دانشگاه افتاد، دستخط استاد هم کپی گرفته شده که پیش آقای ترابی است. آخرین بار که ایشان را دیدم، گفتند قرار است این هفته، هر روز دانشگاه باشند. به هر حال، این کتاب یهودیت:
خلاصهٔ کتاب «یهودیت»، نوشتهٔ عبدالرحیم سلیمانی اردستانی (حجم: 685 کیلوبایت)
۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه
۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه
یادداشت من از جلسهٔ دهم کلاس ادیان ابتدایی؛ 17 دی 88
توتمیسمتوتمپرستی، یک باور کاملا قبیلهای است. برای همین همهٔ نمادهایی که آن قبیله را مشخص میکند، در آن وجود دارد. بحث توتمپرستی بیش از این که یک بحث دینشناسانه باشد، یک بحث مردمشناسانه است. جادو هم در بحث توتمپرستی میگنجد. توتمپرستی بیش از آنیمیسم، تعلقات قبیلهای دارد. در حقیقت، آنیمیسم بیشتر جنبهٔ شخصی دارد.
توتم چیست؟
توتم، عبارت است از چیزی که نیای نخست یک قبیله برای آن احترام قائل بوده و آن را به عنوان نماد قبیله و محافظ آن میشناخته است و باورش کرده بوده است.
به لحاظ مصداقی، مردمشناسان توتم را به دو نوع تقسیم میکنند:
احکام مربوط به توتمها در نگاه قبایل توتمی:
چگونگی پدید آمدن توتمها:
یک سری از پژوهشگران نظر خاصی دربارهٔ چگونگی پیدایش توتم، نمیدهند. اما پژوهشگران دیگر، دو دستهاند:
الف. پژوهشگران قدیم (این سه نظریه، بیشتر مردمشناسانه هستند):
توتم چیست؟
توتم، عبارت است از چیزی که نیای نخست یک قبیله برای آن احترام قائل بوده و آن را به عنوان نماد قبیله و محافظ آن میشناخته است و باورش کرده بوده است.
به لحاظ مصداقی، مردمشناسان توتم را به دو نوع تقسیم میکنند:
- گیاه: قبایلی که توتم آنها از این دست باشد، «گیاهپرست» خوانده میشوند.
- جانور (جاندار): قبایل جانورپرست
احکام مربوط به توتمها در نگاه قبایل توتمی:
- از نگاه برخی قبایل، رویگردانی افراد از توتمها، نحس و شوم محسوب میشده است و علاوه بر این که کار بدی بوده است، باعث عواقب ناخوشایند نیز بوده است.
- حرمتگزاری با رقص به دور توتم یا قربانی کردن برای آن
- توتم، به معنای نگهبان قبیله بوده است. شاید علت نحس بودن رویگردانی از توتم نیز به خاطر همین بوده که شخص با بیاحترامی به توتم، از تحت حمایت و حفاظت توتم، خارج میشده است.
- از آنجا که توتم، نماد قبیله است، رویگردانی از توتم، به معنای رویگردانی از قبیله بوده است. برای همین را از قبیله طرد میشده است. ظاهرا مجازات «تبعید» هم ریشه در این قضیه دارد.
- افراد قبایل، خودشان را به توتم خود شبیه میکردهاند. نقاشیهای روی صورت یا حرکات عبادی قبایل توتمی، معمولا نوعی شبیهسازی به توتم است.
- معمولا توتمها اصل و فرع داشتهاند و این اصل و فرع به روابط افراد و جایگاهشان در قبیله مربوط بوده است. مثلا یک توتم بزرگ به عنوان توتم توتمها و خدای خدایان شناخته میشده است و یک سری توتمهای فرعی نیز وجود داشتهاند.
- نخستین قبایلی که پدیدهٔ توتمپرستی در آنها به چشم خورده است، در استرالیا قرار داشتهاند. بعد از استرالیا جاهای دیگری مثل چین، مصر و ایران را نیز میشود جزء کشورهای پیشین در زمینهٔ توتمپرستی به حساب آورد.
نکته:
هنوز احساس میشود که در بسیاری از روستاها، نوع برخورد با عناصر دینی (حتی اسلامی) تحت تأثیر باورهای توتمی و با ادبیات توتمی است. مثلا این نوع نگاه که «اگر عزاداری امام حسین نرویم، غضب امام حسین ما را میگیرد.»
چگونگی پدید آمدن توتمها:
یک سری از پژوهشگران نظر خاصی دربارهٔ چگونگی پیدایش توتم، نمیدهند. اما پژوهشگران دیگر، دو دستهاند:
الف. پژوهشگران قدیم (این سه نظریه، بیشتر مردمشناسانه هستند):
- نظریهٔ سودمندی: توتمها به این دلیل پدید آمدند چون احساس میشد برای قبیله سودمند هستند و خیرات و برکاتی داشتهاند. این خیرات و برکات هم تصادفی بودهاند.
- نظریهٔ جادو: توتمها به این دلیل به وجود آمدهاند که افراد قبایل فکر میکردهاند که توسط توتمها میتوانستد جادو کنند.
- نظریهٔ اسمی: توتمها میتوانستند مرزی بین یک قبیله با قبایل دیگر باشند.
- جامعهشناسانی مانند دورکیم (صور بنیادین حیات دینی): برای این که یک جامعه و ساختار اجتماعی شکل بگیرد، یک سری توافقهایی لازم است. این توافقها، توتمها را به وجود آورد. چیزی شبیه رنگ سبز در شرایط جامعهٔ کنونی ما.
- روانشناسانی از قبیل فروید: قصهٔ پریان
تابوئیسم:
تابوئیسم که جزء ادیان ابتدایی محسوب میشود، مجموعه قوانین و احکامی است که در پیرامون توتمها وضع میشود. تابوها هنجارساز هستند و مجموعهٔ ارزشها را مشخص میکنند.
محدودهٔ امتحانی درس استاد موحدیان
امتحان کلاس استاد موحدیان فقط از کتاب درسنامه ادیان شرق، قسمتهای هندو، جینه و سیک گرفته میشود.
یادداشت من از جلسهٔ چهاردهم کلاس کلام اسلامی؛ 17 دی 88
نویسنده: سید محمد علی طباطبایی
این اصطلاح به دو معنا به کار میرود:
- تفسیر
- روند / فرایند تفسیر
رویکرد هرمنوتیکی
تفسیر متن، بدون رویکرد هرمنوتیکی ممکن نیست. اگرچه این سلسله اصول تفسیری در ساحت آگاهی خود شخص نباشد.
در تفسیر، چه فرایند و روندی اتفاق میافتد؟
در رویکرد سنتی، فرض بر این است که تنها یک تفسیر درست وجود دارد و آن مراد نویسنده است. به مدد قواعد ادبی، منطقی و... با تأکید روی متن به دنبال آن تفسیر درست هستیم. قواعدی مثل اصالت ظهور، مراد جدی نویسنده و... . در حقیقت اصل بر این است که ما مراد نویسنده را درمییابیم. فقط ممکن است برخی خطاها و سوءفهمها رخ بدهد که آنها را با همان قواعد ادبی و منطقی حل میکنیم. این، رویکردی است که در میان قاطبهٔ عالمان مسلمان دیروز و امروز وجود دارد.
از قرن 19 شلایرماخر، الهیدان مسیحی، با مبانی دیگری که داشت، نظریهٔ دیگری ارائه کرد. او گفت متن دریچهای است برای رسیدن به ذهنیت نویسنده؛ بر خلاف رویکرد سنتی که تنها با متن سروکار داشت. در نظر او، تفسیر در زمانی تحقق مییابد که مفسر، همان تجربهٔ نویسنده را تجربه کند. به عبارت دیگر، بتواند دقیقا در همان شرایطی قرار بگیرد که نویسنده، چنین متنی را پدید آورده است.
وجه مشترک میان این دو رویکرد، تلاش برای رسیدن به مراد جدی نویسنده است.
در قرن 20 دیدگاه دیگری از جانب گادامر و دیلتای مطرح شد. آنان در یک بیان گفتند شلایرماخر تنها یک گام به جلو رفته است. اشکالی که بر او وارد کردند این بود که او مفسر را موجودی منفعل پنداشته است. در حالی که تفسیر، حاصل امتزاج دو افق فکری نویسنده و مفسر است. بنابراین دیگر تنها نمیتوان از مراد نویسنده سخن گفت. در دو رویکرد سابق، آنها به دنبال مراد نویسنده بودند؛ اما در این نگاه جدید، بدون دخالت دادن ذهنیت مفسر، تفسیر امکان ندارد. بنابراین، مجوز تعدد تفاسیر، به گونهای مبنایی صادر میشود.
در این رویکرد ما به دنبال آن هستیم که مبانی تفسیری خود را به ساحت آگاهی بیاوریم. در این رویکرد میتوان از تفسیرِ بهتر سخن گفت، اما یگانه تفسیر صحیح وجود ندارد. تفسیر بهتر، آن است که سازگاری درونی بیشتری داشته باشد وبیشتر به پرسشهای پیرامون متن پاسخ گوید.
نظریهٔ مرگ مؤلف:
رویکرد چهارم را دریدا مطرح کرد. او گفت: نویسنده پس از نوشتن متن، دیگر میمیرد. ما اصلا در پی آن نیستیم که ببینیم نویسنده چه گفته است. تنها مرجع فهم متن، خواننده است. حتی خود نویسنده، اگر متن را باز بخواند، به معنایی جدید دست مییابد. این رویکرد مبتنی بر برخی مبانی پست مدرنیسم است. این نظریه به نام «مرگ مؤلف» معروف است. بنا بر این نظریه، تعدد تفاسیر کاملا توجیه معرفتی پیدا میکند.
نکته: در میان کاتولیکها، همچنان رویکرد اول، حاکم است.
برای مطالعهٔ بیشتر:
هرمنوتیک؛ پالمر؛ ترجمه سعید حنایی کاشانی
قبض و بسط تئوریک شریعت
دکتر سروش از طرفی به دنبال ارائهٔ یک فهم قابل قبول از متون دینی بوده است، از طرفی برخی آیات قرآن کریم، با معارف امروزی بشر ناسازگارند. او برای حل این ناسازگاری، میان «متن دین» و «معرفت دینی» تفکیک قائل شد. آنچه هر یک از مفسران و علما دارند، معرفت دینی است نه دین. این معرفت دینی، بر خلاف دین، مقدس (خطاناپذیر) نیست؛ زیرا این مفسران، پیشفرضهایی دارند که همه بر تفسیرهایشان مؤثر است. ترابط معرفتها، یعنی همهٔ اطلاعات پیشین یک مفسر، بر تفسیر وی تأثیر میگذارد.
دکتر سروش در این نظریه، به نظریات هرمنوتیکی شلایرماخر یا گادامر نزدیک شده است. با این نظریه، مشکل اول حل میشود. یعنی ماییم که باید معرفت دینی خود را تغییر دهیم تا به تفسیر معقولی از متن دین برسیم.
جلسات پیش از این:
...
۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه
خلاصهٔ کتاب «مسیحیت»
همانطور که در پست قبلی گفته بودم، خلاصهٔ کتاب «مسیحیت» نوشتهٔ عبد الرحیم سلیمانی اردستانی هم آماده شد. البته این نکته را شاید بهتر باشد تذکر بدهم که این کتاب، منبع امتحانی کلاس تاریخ ادیان استاد انصاریپور نیست و قرار شد که منبع تاریخ مسیحیت، فقط بخش مسیحیت کتاب «سیری در ادیان زنده جهان» باشد ولی به هر حال، این خلاصه، متن کاملتری است و در صورت علاقه میتوانید مطالعه کنید. کتاب «یهودیت» هم در دست آمادهسازی است.
لینک دانلود نسخهٔ پیدیاف:
خلاصهٔ کتاب «مسیحیت»، عبد الرحیم سلیمانی اردستانی (حجم: 715 کیلوبایت)
خلاصهٔ کتاب «سیری در ادیان زندهٔ جهان»
پیش از کنکور، وقتی کتاب «سیری در ادیان زنده جهان (غیر از اسلام)» آقای عبدالرحیم سلیمانی را میخواندم، برای این که بهتر به یادم بماند، خلاصهای از آن نوشتم. البته چون درسهای 2 تا 15 ربطی به رشتهٔ درسی ما نداشت، مطالعهاش نکردهام و خب طبیعتا این خلاصه هم شامل آن درسها نمیشد. به هر حال، چون یکی از منابع استاد انصاریپور برای درس تاریخ ادیان 4، همین کتاب هست، گفتم شاید انتشارش خالی از لطف نباشد.البته فرصت نشد که دوباره بازخوانیاش کنم و ممکن است اشکالات ویراستاری یا تایپی داشته باشد که به بزرگواری خودتان ببخشید. کتاب «مسیحیت» و «یهودیت» هم هست که باید آمادهشان کنم. فعلا این کتاب را از «اینجا» دانلود کنید:
اشتراک در:
پستها (Atom)