‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق یهودی و مسیحی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق یهودی و مسیحی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۱, جمعه

جزوه کلاس اخلاق یهودی و مسیحی؛ استاد صادق‌نیا

دو جزوهٔ زیر توسط آقای مجتهدزاده و خانم حاتمی به دست من رسیده است. گویا دو نسخهٔ متفاوت از جزوهٔ اخلاق یهودی و مسیحی کلاس استاد صادق‌نیاست. ضمنا استاد صادق‌نیا تأکید کردند از مطالبی که قرار بود در جلسهٔ آخر ارائه شود ولی فرصتی نشد نیز سؤال داده شده است؛ بنابراین جزوه‌ها را کامل مطالعه کنید.

اخلاق یهودی (حجم: 273 کیلوبایت)
درسوارهٔ اخلاق دینی (حجم:327 کیلوبایت)

۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

اخلاق یهودی و مسیحی؛ 16 دی 89

اخلاق در انجیل متی:
یکی از منابع متی،‌ بی‌تردید انجیل مرقس بوده است. به همین جهت،‌ سبک اخلاقی انجیل متی شبیه سبک اخلاقی انجیل مرقس است. انجیل متی به دلیل مخاطبان خاصش،‌ کاملا یهودی نوشته شده است. در این انجیل، مخاطبان با مخاطبان مرقس فرق می‌کند؛ چون اینجا مخاطبان، یهودی‌اند.

اخلاق در انجیل متی (چنانکه در ادبیات اخلاق یهودی) بیشتر بر رفتار تأکید دارد تا بر فضیلت. اخلاق این انجیل بر دو پایه استوار است:

1. بصیرت (رویکرد اجتماعی): در دیدگاه متی، اخلاق از بصیرت آغاز می‌شود. متی تلاش می‌کند نقش آدم‌ها را در برقراری ملکوت تبیین کند.
2. تربیت (رویکرد فردی): تربیت، رکن اخلاق فردی است.

اخلاق متی همچنین مبتنی بر داوری است.

 

اخلاق در انجیل لوقا:
این کتاب را در کنار اعمال رسولان بررسی می‌کنیم؛ چون نویسنده‌ٔ این دو کتاب، یکی است. ویژگی‌های این کتاب:

1. همسانی مخاطبان یهودی و غیر یهودی: به همین دلیل خطابات عیسی مسیح را هم شامل یهودیان، هم غیر یهودیان می‌داند.

2. عمومیت: خطابات اخلاقی این کتاب، شامل همهٔ افراد جامعه است. یعنی هم به زاهدان و هم به باجگیران تعلق می‌گیرد.

3. دلسوزی از ستمدیدگان و محرومان: این انجیل، انسان را خیلی انسان می‌بیند و سعی می‌کند دردهای آن را درمان کند.

 

اخلاق در انجیل یوحنا:
آمیخته‌ای از نوشته‌های ادبی با محوریت الوهیت عیسی مسیح. ادبیات این کتاب،
غیر داستانی است. در این انجیل، بر خلاف انجیل‌های دیگر، دستورهای اخلاقی به صورت کاملا دستوری بیان می‌شوند.

 

جایگاه عیسی مسیح در اخلاق:
کلیسا: اخلاق همیشه بر محور عیسی می‌چرخد. امر خوب، امری است که عیسی به آن دستور داده و امر بد، چیزی است که مورد نهی عیسی قرار گرفته باشد. حتی تا پیش از نوشته شدن اناجیل هم اخلاق بر محور رفتار و گفتار عیسی مسیح می‌چرخید. به همین سبب است که انجیل‌نویسان تمام تلاش خود را می‌کردند که تصویری روشن از عیسی ارائه کنند.

تفسیرهایی که از اخلاق عیسی شده است:
1. او آورندهٔ اخلاقی جدید بود.
2. او مفسر اخلاق یهودی بود: خطابات اخلاقی او به نوع جدیدی از زیست اخلاقی و نگاه اخلاقی می‌انجامد.
3. عیسی با رفتار خود، محوریت اخلاق را از رفتار صرف به این تغییر داد که مردم نسبت به چیزی که هستند یا نیستند، مورد سؤال قرار می‌گیرند.

نکته:
همین که دربارهٔ اخلاق عیسی تفاسیر زیادی وجود دارد،‌ تأیید دیگری است بر اینکه عیسی در اخلاق مسیحی نقش محوری دارد.

عیسی مسیح علاوه بر این که آموزگار اخلاق بوده است، نمونهٔ کامل اخلاق نیز محسوب می‌شود. به همین سبب است که مسیحیان تلاش می‌کنند تشبه به مسیح پیدا کنند. این حرف نه تنها در اخلاق که حتی در برخی آیین‌های مسیحی هم دیده می‌شود. مثلا عشاء ربانی و غسل تعمید، برای افزایش مشابهت انجام می‌شود.

کتاب مسیح، نوشتهٔ یاسپرس، ترجمهٔ احمد سمیعی گیلانی، انتشارات خوارزمی

ویژگی‌های اخلاق عیسی:
- عیسی چیزی به اخلاق اضافه نکرد، چیزی هم کم نکرد و فقط نوع جدیدی از اطاعت را تصویر کرد. او اطاعت را از اطاعت مکانیکی به اطاعت روحانی و مبتنی بر شعور انسانی تغییر داد.
- عیسی در کنار التزام به شریعت، روح حاکم بر آن‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد.
- مبدأ همهٔ احکام الهی، محبت خدا به انسان است.
- تقوی و اطاعت خشک، به تنهایی کافی نیست.
- گناه، در کج‌رفتاری خلاصه نمی‌شود. آنکه در دل خطا می‌کند هم خطاکار است.
- التزام به شریعت موسوی برای رستگاری آدمی کافی نیست.

جلسهٔ آینده، روز سه‌شنبه هفتهٔ آینده ساعت 4 بعد از ظهر بعد از کلاس دکتر لک‌زایی برگزار می‌شود.

۱۳۸۹ دی ۹, پنجشنبه

اخلاق یهودی و مسیحی؛ 9 دی 89

بحث ما در غایت اخلاق یهودی بود.

منازعه‌ای در قرون وسطی: بزرگ‌ترین حکم اخلاق یهودی چیست؟
نظرات مختلفی دربارهٔ این موضوع وجود دارد. حتی این سؤال در فضای اسلامی هم وجود دارد. در این باره دو شخصیت سخن گفته‌اند:

بن عزرای: بزرگ‌ترین حکم اخلاقی تورات در آیه 6 باب 9 سفر پیدایش آمده است: «انسان به صورت خدا آفریده شده است.»

ربی عقیوا: بزرگ‌ترین حکم اخلاقی تورات این است که انسان هم‌نوعش را چون خویشتن دوست بدارد.

در ابتدا به نظر می‌آید، حکم اول جنبهٔ الهیاتی و نظری دارد؛‌ در حالی که حکم دوم،‌ کاملا اخلاقی و عملی است. جامعهٔ یهودی به حکم دوم بیشتر اقبال نشان داد ولی بعدها معلوم شد که حکم اول، بی‌ارتباط با حکم دوم نیست و مبنای آن است.

اخلاق در یهودیت، مبتنی است بر ارتباط خدا با انسان. در ادیان ابراهیمی دین عبارت است از تصویری که میان خدا و انسان شکل می‌گیرد. همین تصویر، همهٔ آموزه‌های دینی را می‌سازد. پس اگر تعریف از انسان و خدا در یک دین ارائه شود، کل آن دین فهمیده شده است. بنابراین، آیه‌ای که گفتیم، به راحتی چند چیز را می‌شود از آن استنباط کرد:

1. نگاهی که کتاب مقدس به انسان دارد: انسان به عالم هستی معنا بخشید. انسان به نمایندگی از خدا در زمین ساکن شد. (بعدها دانشمندان سکولار چنین گفتند که یهودیت اولین دینی است که از خدا قداست‌زدایی کرد و برای انسان ارزش قائل شد و اندیشهٔ سکولاریزم را آغاز کرد.) هستی به انسان تفویض شد. در میشنا داریم که یک انسان، به معنای کل آفرینش است.

خدا می‌گوید اراده من در نوع رابطه تو با سایرین نهفته است. من در کهکشان‌ها نیستم، در لبخندی هستم که به دوستت می‌زنی. ارادهٔ من در همین رفتارها نهفته است. چون تو هم مثل من هستی. ذات تو،‌ ذات من است. این حقیقت که انسان مثل خدا آفریده شده است بیان‌کننده این واقعیت است که حقیقت در رابطهٔ انسان‌ها با یکدیگر باید جستجو شود.

پس می‌شود این طور گفت که حرف ربی عقیوا نتیجهٔ آفرینش انسان به صورت خداست؛ چون به هر حال، این حرف باید مبنا و پایه‌ای داشته باشد. و می‌شود این چنین نتیجه گرفت که آفرینش انسان به صورت خدا، بزرگ‌ترین حکم اخلاقی تورات است.

2. آفرینش انسان به صورت خداوند، زمینه‌ساز مهم‌ترین اصل اخلاقی یهودی، یعنی تقلید از خداست. چون این آفرینش به این معناست که انسان تجربهٔ خداگونگی را دارد؛‌ پس می‌تواند دوباره خداگونه شود. پس قاعدهٔ «تقلید از خداوند» به وسیلهٔ اصل آفرینش خدا چون خدا،‌ قابل توجیه است. چون اگر او مقام خداگونگی را تجربه نکرده بود، دستور به تقلید از خدا، تکلیف بما لا یطاق بود.

مثلا خدا به انسان می‌گوید: «من تو را پاک آفریدم.» بعد هر چه گذشت، انسان آلوده شد. دستورات اخلاقی خداوند برای بازگرداندن انسان به آن لوح پاک اولیه است. این تقلید از خداوند بعدها در مسیحیت تبدیل می‌شود به «تشبه به مسیح» و در اسلام خود را در «خلیفة اللهی» نشان می‌دهد.

 

از دل این منازعه، کمال اخلاقی نیز مشخص می‌شود. به این بیان که خداگونگی، بنای اخلاق یهودی باشد، کمال اخلاقی نیز در همین حکم نهفته است.

کمال و غایت اخلاق، از نگاه یهود:

کتاب مقدس: غایت اخلاق، رسیدن به قدسیت است.
خروج19: 6؛ لاویان20…

این رسیدن به «قدسیت» دو جنبه دارد:
فردی: رسیدن به مقام شخینا (Shakhina). البته در یهودیت اعتقاد بر این است که انسان و خدا هیچ گاه یکی نخواهند شد و مرز میان انسان و خدا نهایتا وجود دارد ولی تقلید، تقلید کامل می‌شود و انسان تالی تلو خدا می‌شود. فناء فی الله به معنای نفی مرز بین خدا و انسان (أنا الحق) اتفاق نمی‌افتد. مبنای تئوری این غایت نیز،‌ همان است که انسان به این صورت خلق شده.

جمعی: آلوده نشدن قوم به شرک و بت‌پرستی؛ قوم خدا شدن.

 

حیات قدسی چیست؟
حیات قدسی در همین رفتارهای آدم‌ها معنا می‌شود. یعنی اینکه یهودیان در همین دنیا با شیوه‌های رفتاری خاصی به عدالت و طهارت نفس برسند. این شیوه‌ها را کتاب مقدس گفته است: «دزدی نکنید»، «مکر نکنید»، «دروغ نگویید» و…

نتیجه اینکه از نگاه کتاب مقدس،‌ حیات قدسی به معنای عزلت و گوشه‌گیری نیست؛ بلکه به معنای درست زندگی کردن در همین دنیاست. رعایت عدل و انصاف در قبال دیگران است. پس مقام «حیات قدسی» یک مقام متافیزیکال نیست؛‌ بلکه یک مقام دنیوی و قابل حس و دست‌یافتنی است.

حیات قدسی از نظر کتاب مقدس، دو پایهٔ کلی دارد:

1. سلبی: پرهیز از بت‌پرستی، پرهیز از اطاعت غیر خدا، پرهیز از نافرمانی خدا. در نگاه کتاب مقدس، «بت‌پرستی» فساد اعتقادی نیست، فساد اخلاقی است. این پایهٔ سلبی در همهٔ رتبه‌های ایمانی وجود دارد و مقدمهٔ ایمان است. این پایهٔ سلبی در یهودیت آن قدر مهم است که وقتی به این پایه خدشه‌ای وارد شود، شورش می‌کنند؛ مثل زمانی که امپراتور، قصد ساخت معبد ژوپیتر در هیکل سلیمان را داشت.

2. ایجابی: اطاعت از خدا و توحید. یعنی همهٔ شریعت یهود بر دو حکم ابتدایی ده‌فرمان بنا شده است.

هستهٔ اصلی فضائل اخلاقی چیست؟
از نگاه کتاب مقدس یهودی، اساس فضائل به لحاظ اعتقادی، توحید است و به لحاظ رفتاری، اطاعت از خدا. اساس رذائل به لحاظ اعتقادی، شرک است و به لحاظ رفتاری، بت‌پرستی. بنابراین، همهٔ فضائل از دل اطاعت از خدا در می‌آید و همهٔ رذائل از دل بت‌پرستی در می‌آید.

ایزوتسو می‌گوید اساس فضائل در قرآن، ایمان و شکر است و اساس رذائل در قرآن، کفر و کفران معرفی شده است.

در جلسهٔ ساعت 2 امروز، دربارهٔ اخلاق مسیحی صحبت خواهیم کرد…
کتاب «رویکرد اخلاقی عهد جدید» را تورقی بکنید.

۱۳۸۹ آبان ۱۳, پنجشنبه

جلسه پنجم اخلاق یهودی و مسیحی؛ 13 آبان 89

گفتیم که اخلاق یهودی به چهار دوره تقسیم می‌شود. ای نتقسیم به خاطر تغییر منبع اخلاق،‌ اتفاق می‌افتد. یعنی در دورهٔ اخلاق کتاب مقدسی، منبع اخلاق، کاملا متن مقدس است. اما در دورهٔ حاخامی، تفسیر کتاب مقدس است که منبع اخلاق محسوب می‌شود. در دورهٔ جدید نیز، کشف و شهود عرفانی نقش منبع را برای اخلاق یهودی دارند. در دورهٔ مدرن نیز منبع اخلاق، تغییر می‌کند باز.

دوره اخلاق توراتی (از آغاز شکل‌گیری مسیحیت تا قرن اول میلادی):
مراد ما از اخلاق توراتی، اخلاقی است که مبتنی به کتاب مقدس است. خاستگاه اخلاق، تا قرن اول میلادی، کتاب مقدس یهودی بوده است.

تورات برای معانی مختلفی استفاده می‌شود. در اینجا مراد ما از تورات، کل کتاب مقدس است. از آنجا که کتاب مقدس سه بخش اصلی کاملا متفاوت دارد، طبیعی است که سه رویکرد کلی نیز در اخلاق توراتی داشته باشیم.

رویکردهای اخلاقی در کتاب مقدس:
1. در اسفار پنجگانه
2. در بخش‌های عمده‌ای از نوشته‌های انبیا (به‌ویژه ارمیا، اشعیا و دانیال)
3. در مکتوبات (مثل کتاب جامعه سلیمان)

نکته:
- ما در کل کتاب مقدس، بخشی که اختصاصی اخلاق باشد نداریم. آموزه‌های اخلاقی، پراکنده‌اند و حوزهٔ اختصاصی اخلاق در کتاب مقدس وجود ندارد. همان مقداری هم که وجود دارد، فاقد انسجام است. منسجم‌ترین جای کتاب مقدس که در آن اخلاق گفته شده است، سفر لاویان است که آن هم وقتی بررسی می‌کنیم، جزء‌ حوزهٔ شعائر و آیین‌ها قرار می‌گیرد.

- در کل کتاب مقدس، هیچ واژه‌ای به معنای اخلاق (به معنای امروزی خودش) وجود ندارد. نزدیک‌تر واژه‌ای که گفته می‌شود به اخلاق نزدیک است، تعبیر «موسر» است. که موسر هم در واقع به معنای «رفتار مؤدبانه» است. به بیان دیگر، اگرچه کتاب مقدس منبع اخلاق در دورهٔ توراتی است، ولی تبیین خودآگاه از اخلاق ندارد؛ یعنی این ما هستیم که می‌توانیم از آن تعابیر، برداشت اخلاقی کنیم. چون کتابی که به قصد منبع اخلاقی بودن نوشته شده باشد، این گونه نوشته نمی‌شود. یعنی کتاب مقدس، ویژگی‌های یک کتاب اخلاقی را ندارد.

ویژگی‌های اخلاق توراتی:
1. ادبیات ساده و غیر فلسفی: در کتاب مقدس (بر خلاف اخلاق و فلسفه یونان)، مفاهیم توضیح داده نمی‌شوند و خیلی ساده و با صراحت، اخلاق بیان می‌شود: «حکیم از حکمت خود، فخر ننماید،…» معمولا استدلالی نیز برای تبیین‌های اخلاقی ارائه نمی‌شود.

2. اجتماعی بودن: اخلاق در کتاب مقدس، به هیج وجه بر عزلت و گوشه‌گیری مبتنی نیست. بر خلاف اخلاق بودایی یا بعضی ادیان شرقی که زندگی زاهدانه و گوشه‌گیرانه را توصیه می‌کنند، اخلاق یهودی کاملا در ضمن رفتارهای اجتماعی و تعامل با دیگران بیان می‌شود. دستورات اخلاقی توراتی ناظر به روابط آدم‌ها با همدیگر هستند و نگاهی به جهان بعدی نیستند.

3. تاریخی و جغرافیایی بودن: اخلاق کتاب مقدسی، به تاریخ و جغرافیا بند است. مثلا گاهی انگار باید انسان یک زندگی شبانی داشته باشد تا بتواند این اخلاق را رعایت کند. بر خلاف اخلاق در ادیان دیگر که صورتی جهانی و انسانی دارند، اخلاق توراتی به شدت با وضعیت‌های تاریخی جغرافیایی یهودی در آن زمان گره خورده است. گویی این اخلاق فقط در سرزمین مقدس قابل اجراست.

4. در آمیختگی با حوزه‌های دیگر: اخلاق را نمی‌شود از آموزه‌های دیگر مانند امور تشریعی و الهیاتی تفکیک کرد. غایت همهٔ این آموزه‌ها سامان دادن به امر دنیا و جلب رضایت خداست. در ادبیات کتاب مقدسی، امر نامشروع، همان امر اخلاقی است.

این در آمیختگی، تا اوایل قرن اول میلادی ادامه داشت تا اینکه حاخام‌ها آموزه‌های یهودی را مرزبندی کردند. یک دسته، آموزه‌هایی هستند که به خود فرد ارتباط دارد و در برابر خداست. و یک دستهٔ دیگر، در برابر دیگران. دستهٔ دوم را اخلاق نامیدند.

5. مبتنی بودن بر وجود خدایی عادل: همان‌طور که پاداش قربانی را خدا می‌دهد، پاداش صداقت را هم خدا می‌دهد. این خدای پاداش‌دهنده عادل و غیور است. اخلاق یهودی، تعبدی است بیشتر تا استدلالی.

6. اخلاق یهودی، مبتنی بر داوری است: بیش از این که نتیجهٔ امر اخلاقی (حکمت آن) مورد توجه کتاب مقدس باشد، اطاعت امر یهوه است که مورد نظر است. برای همین داوری می‌شود که آیا این امر، اطاعت شده است یا نه. این داوری ممکن است آخرت‌محور باشد، ممکن است این‌جهانی و روزمره باشد.

7. اخلاق، یک امر بیرونی است؛ نه درونی: اخلاق در ادیان شرقی، منشأ درونی دارد ولی در ادیان ابراهیمی و به خصوص، یهودیت، از یک منبع بیرونی به نام خدا صادر می‌شود.

8. گستردگی و شمول:‌ در همهٔ شئون زندگی انسان سرک کشیده و همهٔ فعالیت‌های روزمره انسان را در برمی‌گیرد. برای همین از نگاه یهودیان، تورات عبارت است از مجموعه‌ای از دستورات و اراده‌های خداوند متعال برای کمک به انسان برای اینکه خدا را بر خود مقدم کند و در گوشه‌گوشهٔ زندگی‌اش، خداوند را جلوتر از خودش ببیند.

 

زبان اخلاق در کتاب مقدس:
زبان واحدی نیست. در نوشته‌های مختلف، فرق می‌کند. شدیدترین لحنش، تهدیدهای انبیاء است. اگرچه توبیخ‌های و تهدیدهای انبیاء اخلاق نیستند، ولی چون ناظر به اخلاق پیش‌گفته‌ای هستند، در ادبیات اخلاقی قرار می‌گیرند.

ساده‌ترین شکل بیان اخلاق، اخلاق روایی است. به صورت داستان و روایت. مثلا در اسفار پنجگانه، اخلاق به این صورت تبیین می‌شود. مثل پرهیز یوسف از زنا در سفر پیدایش.

یک سری دیگر هم ادبیات حقوقی است. یعنی به شکل بیان احکام شرعی، اخلاق را بیان می‌کند.

۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

جلسهٔ چهارم اخلاق یهودی و مسیحی؛ 6 آبان 89

پیش‌فرض‌های اخلاق:

1. به رسمیت شناختن دیگران: اولین پیش‌فرض برای زندگی اخلاقی این است که انسان، دیگران را به رسمیت بشناسد.

2. ایثار: اخلاق چیزی فراتر از حقوق است. یعنی حتی یک سری جاها، حکم به این می‌کند که از حق خود بگذر. جایی بحث فقه و حقوق به میان می‌آید که اخلاق کارایی نداشته باشد. گرچه پایهٔ حقوق و فقه هم اخلاق است و اگر اخلاق نباشد، فقه و حقوق نیز ضمانت اجرا پیدا نمی‌کنند.

3. قاعده زرین: این قاعده، یک اصل اخلاقی نیست. یک اصل حاکم بر کل هنجارهای اخلاقی است و همه ادیان بر آن تأکید دارند: «با دیگران آن‌گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند.»

پیش‌‌فرض‌های اخلاق دینی:

1. وجود یک حقیقت غایی: این حقیقت غایی، ملاک داوری اخلاقی است. در بعضی ادیان، این حقیقت غایی، خداست؛ در بعضی ادیان، موجودی نامتشخص است ولی به هر حال در همهٔ ادیان، این حقیقت غایی وجود دارد. امر اخلاقی، تابعی است از دستوری که آن حقیقت غایی می‌دهد.

2. وجود زندگی‌ای دیگر: ثمرهٔ اخلاقی زندگی کردن، باید در جای دیگری نمود داشته باشد. ممکن است این زندگی دیگر، در دنیایی دیگر باشد (اسلام) و ممکن است صرفا زیستی دیگر در همین دنیا باشد (بودیسم، هندوئیسم). ولی به هر حال، زندگی دیگر، نتیجهٔ اخلاقی زیستن در این زندگی است. بسیاری از گزاره‌های اخلاقی ما، پشتوانه‌ اجرایی‌شان زندگی دیگر است. بعضی گزاره‌ها حتی پشتوانه‌ مفهومی‌شان، وجود زندگی دیگر است؛ مثل آداب کفن و دفن. به عنوان مثال، برخی اقوام در تبت،‌ جنازه‌های خود را تکه‌تکه می‌کنند و در بیابان رها می‌کنند تا خوراک لاشخورها شود؛ چون معتقدند تا زمانی که این جسم وجود داشته باشد، روح میت، معلق می‌ماند و نمی‌تواند وارد جسم دیگری شود. این گزاره اخلاقی بدون فهم «تناسخ» امکان ندارد.

پیش‌فرض‌های بیشتری نیز برای اخلاق دینی وجود دارد. برای مطالعهٔ بیشتر رجوع کنید به کتاب «دین و اخلاق»، خانم ماریه قریشی.

پیش‌فرض‌ اخلاق یهودی: برگزیدگی (نوعی رابطه بین خدا و انسان): یهودی‌ها معتقدند اخلاق یهودی حاصل برقراری نوعی ارتباط خاص میان انسان و خداست. هر انسانی می‌توانست این ارتباط را برقرار کند ولی خدا از میان همهٔ اقوام، بنی‌اسرائیل را انتخاب کرد؛ به همین دلیل، آن ارتباط خاص در بنی‌اسرائیل شکل گرفته است. اخلاق هم به همین ارتباط خاص تعلق دارد. برای همین، آنچه برای بنی‌اسرائیل اخلاقی است، ممکن است برای غیر بنی‌اسرائیل اخلاقی نباشد.

به خاطر همین پیش‌فرض، تحولات خدا در کتاب مقدس یهودی، منجر به تحولات اخلاق در یهودیت می‌شود. همچنین، تحول معنای انسان نیز، اخلاق یهودی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، در تورات به صورت کاملا تعبدی گفته می‌شود دزدی نکن و فهم انسان به رسمیت شناخته نمی‌شود. ولی در کتاب جامعه سلیمان گفته می‌شود: «دزدی نکن چون ممکن است مالت را بدزدند» و با بیان حکمت امر، فهم انسان به رسمیت شناخته می‌شود.

کل نظام اخلاقی و حتی شریعت یهود، مبتنی بر مفهوم برگزیدگی است و در صورت گرفتن این مفهوم از یهودیت، کل شریعت و اخلاق یهود از بین می‌رود.

برای مطالعهٔ بیشتر: مقاله «برگزیدگی»، دکتر گندمی، هفت‌آسمان 17 یا 18

مفهوم برگزیدگی و رابطهٔ خاص بنی‌اسرائیل با خدا نیز مبتنی بر یک مفهوم تاریخی الهیاتی به نام «عهد» است. بین خدا و انسان معاهده‌ای بسته شده است و خدا از انسان، چیزهایی خواسته است و کل اخلاق یهودی بر اساس آن تدوین شده است.

اخلاق یهودی: حاصل دریافت نوعی رفتار معاهده‌گونه بین انسان و خداست.

یعنی خداوند به بنی‌اسرائیل تفضل می‌کند و سرزمین مقدس را به آن‌ها می‌دهد به شرط اینکه یهودی‌ها نیز به یک مجموعه‌ای دستورات عمل کنند؛ این مجموعه دستورات، همان اخلاق یهودی است.

این معاهده، تأثیر بسیاری بر اخلاق یهودی گذاشته است:

1. تقسیم‌ آدم‌ها به بااخلاق و بی‌اخلاق: با اخلاق کسی است که به همهٔ مفاد پیمان عمل کند. بی‌اخلاق کسی است که حتی به یکی از مفاد پیمان عمل نکرده باشد. چون عمل به پیمان، بینابین ندارد؛‌ یا به آن عمل شده است، یا نشده است. عمل نکردن به یکی از 613 حکم یهودی، به معنای نقض پیمان است؛ فرقی نمی‌کند که آن یک اصل، کوچک باشد یا بزرگ؛ مهم باشد یا نباشد.

2. بی‌اخلاقی یک نفر، به معنای بی‌اخلاقی قوم است. چون این معاهده بین خدا و قوم بنی‌اسرائیل بسته شده است؛ نه با تک‌تک افراد. برای همین، گناه یک نفر، پای همه نوشته می‌شود. به همین سبب، اخلاق یهودی نوعی خیال است؛ چون زندگی اخلاقی در یهودیت یعنی همهٔ یهودی‌ها به همهٔ اصول اخلاقی کتاب مقدس عمل بکنند.

نگاه تاریخی به اخلاق یهودی:

اخلاق یهودی را بر اساس منابع، به چهار دوره تقسیم می‌کنند:

1. توراتی
2. هاخامی
3. قرون وسطایی
4. اخلاق مدرن

برای جلسهٔ آینده، سفر تثنیه را خریدارانه مطالعه کنید.

۱۳۸۹ مهر ۲۹, پنجشنبه

جلسه سوم اخلاق یهودی و مسیحی؛ 29 مهر 89

تذکر:
من با چهل دقیقه تأخیر سر کلاس حاضر شدم. وقتی وارد کلاس شدم، بحث از اخلاق دینی بود که از دست دادم. اگر کسی از دوستان، ابتدای کلاس را یادداشت کرده است، در بخش نظرات قرار دهد تا به متن اضافه کنم.

اخلاق:
1. دینی
2. سکولار

سکولار:
این اصطلاح از واژه سکولوم گرفته شده است و به معنای عمل کردن به گونه‌ای است که انگار دنیای دیگری وجود ندارد. تفکر سکولار، نسبت به وجود یا عدم جهان دیگر، بی‌تفاوت است و صرفا وجود دنیای دیگر را نادیده می‌گیرد.

اخلاق سکولار:
گرایشی مربوط به چگونگی صفات، رفتار و هنجارهای حاکم بر رفتار مبتنی بر دیدگاه غیر دینی که مرجعیت دین را در امور اخلاقی برنتافته و اخلاق را بر دو پایه استوار می‌کند: عقل محض (مبتنی بر سود و زیان) و تجربه.

این گرایش در اخلاق ممکن است بین متدیان هم به وجود بیاید. مثلا در کتاب امثال سلیمان، ما شاهد یک اخلاق سکولار هستیم؛ با این که توسط یک نبی تدوین شده است. کتاب امثال مدعی نیست که دین خاستگاه اخلاق است. پس سکولار، لزوما به معنای مخالفت با دین نیست؛ بلکه به معنای این است که ناظر به دین نیست.

اخلاق سکولار، به عنوان یک مکتب اخلاقی، عمری بیش از اصل سکولاریزم ندارد؛ به همین سبب عمری حدود دو سده دارد. ولی سکولاریزم اخلاقی، عمری درازتر از اخلاق سکولار دارد و از زمان افلاطون وجود داشته است. افلاطون سؤال می‌کند که «خوب، چون خوب است خدا به آن امر می‌کند یا چون خدا به آن امر می‌کند خوب است؟»

بحث از حسن و قبح عقلی نیز نشان‌دهندهٔ‌ این است که یک سکولاریزم اخلاقی در ذهن اندیشمندان اسلامی نیز بوده است.

بسیاری از افراد، اندیشهٔ سکولار دارند ولی نمی‌دانند. شاید برخی به خاطر اینکه اصطلاح سکولار معنای غیر دینی دارد، خود را از سکولاریزم دور نگه می‌دارند؛ در حالی که فهمی سکولار از مفاهیم اخلاقی دارند.

سیر تکاملی اخلاق سکولار:
گام نخست در شکل‌گیری اخلاق سکولار، این بود که «اخلاق بدون دین نیز ممکن است.» یعنی بدون در نظر گرفتن خدا نیز می‌شود به صورت اخلاقی زندگی کرد.
در این فرض، رابطهٔ دین و اخلاق، تباین است. یعنی نه اخلاق به دین کمکی می‌کند، نه دین به اخلاق. این دو، دو مفهوم جدا از هم هستند.

ولی در گام بعد، گفته شد: «اخلاق با دین ممکن نیست.» یعنی دین، مانع عمل اخلاقی است. دین برای عمل اخلاقی مضر است. وقتی پای دین به میان می‌آید، شخص باید بسیاری از اموری که اخلاقی نیستند را انجام دهد. مثلا در عهد عتیق داریم که انسان (ابراهیم علیه‌السلام) پسر خودش را می‌خواهد ذبح کند. یا دین به بنی‌اسرائیل دستور می‌دهد که موقع خروج از مصر، اموال زنان بنی‌اسرائیل را غارت کنند. به بیان دیگر، دین توجیه‌کنندهٔ ارتکاب هر گونه عمل غیر اخلاقی می‌تواند باشد.

ویژگی‌های اخلاق سکولار:
1. بر خلاف اخلاق دینی که مبتنی بر یک حقیقت قدسی است،‌ اخلاق سکولار بر هیچ حقیقت قدسی‌ای استوار نیست. هر اخلاقی که بخواهد دینی باشد، باید بر محور یک حقیقت قدسی (در ادیان ابراهیمی: خدا) باشد.

2. بر خلاف اخلاق دینی که مبتنی بر نوعی داوری بیرونی است، اخلاق سکولار بر هیچ داوری غیر فاعلی مبتنی نیست. یعنی به جز کنشگر اخلاقی، کسی دربارهٔ رفتار او داوری نمی‌کند که بخواهد به او اجر و مزدی بدهد ولی کنش اخلاقی دینی، مورد داوری قرار می‌گیرد و به آن، اجر و ثواب داده می‌شود. به بیان دیگر، اخلاق سکولار، مبتنی بر منفعت شخص است.

3. اخلاق سکولار، بریده از دین و باورهای قدسی است و با معادلات این‌جهانی امر اخلاقی را از امر غیر اخلاقی جدا می‌کند و به دنیای دیگر، نگاهی ندارد. بر این اساس، اخلاق سکولار، اسکتولوژیکال (آخرت‌شناسانه) نیست. این در حالی است که در اخلاق دینی، بحث از ثمرات آخرتی نیز مطرح می‌شود.

4. اخلاق سکولار، نسبی است؛‌ چون هیچ مرجعیت واحدی در آن وجود ندارد و شخص‌محور است؛ به همین سبب، مکاتب اخلاقی مختلفی در بستر اخلاق سکولار به وجود می‌آیند. یک امر ممکن است از نگاه یک مکتب، اخلاقی باشد ولی از نگاه مکتب دیگر، غیر اخلاقی محسوب شود. به دنبال این ویژگی، تکثر و پلورالیسم اخلاقی در اخلاق سکولار دیده می‌شود.

5. غایت اخلاق سکولار، سامان دادن امور این دنیاست؛ ولی غایت اخلاق دینی، محدود به سامان دادن این دنیا نیست.